در نگاه اول، هیتمن ۳ با نسخههای قبلی چندان تفاوتی ندارد. در زیرساختهای پلی استایل بازی تغییر چندانی نمیبینیم. تنها گرافیک بازی اندکی بهبود یافته و چارچوب اصلی بازی ارتقا پیدا کرده است. با این حال، هیتمن ۳ توانسته با طراحی فوق العاده مرحله ها در زمینه World of Assassination (جهان ترورها) بسیار موفق عمل کند. برای اطلاع از جدیدترین اخبار و بروزترین رویدادهای دنیای بازی، با Acc2Shop همراه باشید.
با نگاهی به موفقیت ماموریتهای قبلی، میبینیم که واقعا طرحهای این مراحل حرفی برای گفتن دارند. هیتمن ۳ پر از ایدههای شگفتانگیز است و ما را بسیار سرگرم میکند. اکثر این ماموریتها با الهام گرفتن از ماموریتهای ۴سال گذشتهی بازی طراحی شدهاند.
احتمالا IO Interactive میدانسته که پلیرها تمام راه و روشها را برای کشتن هدفها استفاده کردهاند و در آنها استاد شدهاند؛ در نتیجه سعی کرده استایلهای جدیدی درون بازی قرار دهد تا پلیرها بتوانند با استفاده از مهارتهای Assassination و دانش خود، بر چالشهای جدید بازی غلبه کنند.
مکانیسمهای مخفیکاری، تعامل شما با جهان بازی و هوش مصنوعی دشمنان در هیتمن ۳ دست نخورده باقی مانده است. عنصر اصلی بازی همان است، با این تفاوت که میتوانید با بکارگیری دانش و مهارت خود از پلی استایل اصلی بازی، هربار مراحل را به شیوهی متفاوتی جلو ببرید و از پیچیدگیهای آن سر دربیاورید. هیتمن ۳ منسوخ شده به نظر نمیرسد بلکه اگر تمام اجزای آن را درک کنید، بازی واقعا دلپذیر میشود. با این که تغییر شگفتی در ساختمان مکانیسمهای اصلی بازی نمیبینیم اما با دیدن ارتباط تنگاتنگ این اجزا، میتوانیم بگوییم که هیتمن ۳ به همان جذابی سه گانه World of Assassination در سال ۲۰۱۶ است.
در تمام مراحل بازی، هدف اصلی شما این است که افراد مشخص شده را به قتل برسانید و بدون شناسایی شدن، از منطقه بیرون بروید. برای کشتن هدفهايتان میتوانید دشمنان را بکشید، جسد آنها را پنهان کنید و لباس آنها را بپوشید. بعضی از مناطق با توجه به لباسی که به تن دارید، غیرقابل دسترسی است و گاهی هم ممکن است بعضی دشمنان شما را حتی با آن لباسها شناسایی کنند. Agent 47 به طور غریزی، دید خاصی دارد که میتواند با آن دشمنان را از پشت دیوار ببیند و یا آیتمهای مهم را در یک محدوده شناسایی کند.
در هر مرحله، هدف شما این است که با بررسی تمام مناطق و احتمالها اطلاعاتی جمعآوری کنید که شما را به هدفتان نزدیکتر کند. قتلها به شیوههای مختلفی صورت میگیرد. یا به سادگی میتوانید به آنها شلیک کنید یا با سیم آهنی آنها را خفه کنید. البته بعضی روشها پیچیدهتر اند. مثلا میتوانید به گودالی سیم کشی کنید و با روشن کردن دستگاه، هدفتان را با برقگرفتگی بکشید. هرچه مخفیانهتر عمل کنید (و هرچه دشمنان کمتری بکشید) امتیاز شما در پایان مرحله بیشتر است. هر مرحله پر از چالشهای جدید برای شما است که باید با پیدا کردن راهها عجیب و غریب و خلاقانه، بدون این که دشمنان متوجه حضور شما شوند، از آنها گذر کنید. هرچه چالشهای بیشتری پشت سر بگذارید، در بازی مهارت بیشتری کسب کردید. در نتیجه بازی، مناطق شروعِ جدید و آپشنهای متفاوتی از تجهیزات به شما میدهد تا تجربه شما از بازی از کاملا متفاوت باشد.
یکی از ویژگیهایی که هیتمن ۳ را از نسخههای ۱ و ۲ متمایز میکند، میزان هماهنگی داستان کلی با داستان این سری است. در نسخههای پیشین، هر مرحله غالبا برای خود یک مرحله مستقل در این فصل از داستان مامور ۴۷ بود. در هر مرحله یک یا دوتا هدف وجود داشت و یک پیشزمینه داستانی از کاراکترها به ما ارایه میشد که فرصتهای رسیدن به آنها را برای ما دوبرابر میکرد.
اما این داستانها به گونهای با داستان Agent 47 و رییس او دایانا بورنوود Diana Burnwood مرتبط بود. در هیتمن ۱ و ۲ دیدیم که این دونفر کم کم متوجه شدند که ناخواسته در جنگ بین شادو کلاینت Shadow Client، که با دقت این دونفر را برای اهداف خودش بازیچه خود قرار داده بود، و پراویدنس Providence، که یک سازمان ایلومیناتی بسیار ثروتمند بود و جهان را کنترل میکرد، مشارکت کردند. در هیتمن ۳، مامور ۴۷ و دایانا بورنوود بعد از اتفاقات هیتمن ۲، نقش مهمی در جنگ با پراویدنس دارند و این قسمت اصلی داستان بالاخره موضوع اصلی بازی است.
همه اینها به این معنا است که ظاهرا مراحل تاثیرگذارتر و هدفها جذابتر هستند و به طور کلی منطقیتر به نظر میرسند. هر هدفی را که به قتل میرسانید عواقبی دارد. این عواقب داستان بر فرمول اصلی این سری تاثیرگذار است و Agent 47 باید با دشمنان جدیدی روبهرو شود. با توجه به طراحی قالب هوشمندانه جدید هیتمن ۳، وقتی شما درون منطقهی نسبتا بزرگی قرار میگیرید ابتدا باید شرایط را بسنجید، خود را با شرایط وفق بدهید و قالب را درک کنید. اما IO Interactive هر لحظه این قالب را درهم میشکند و چارچوب جدیدی برای شما مهیا میکند تا تجربهی خاطرهانگیزتر و بهتری از این قتل و عامها داشته باشید و برایتان سرگرم کننده باشد.
مرحله دوم ویژگیهای فوقالعادهای دارد. باید در دارتمور انگلیس یکی از هدفها را به طوری که ظاهرا در پشت صحنهی فیلم Knives Out یا داستانهای آگاتا کریستی قرار دارید، بکشید. شما نقشه قتل خود را میکشید در صورتی که قتلی در خانه بزرگی رخ داده و شما حتی میتوانید نقش کارآگاه خصوصی را بازی کنید و به دنبال سرنخها برای حل معمای پلیسی باشید. انگاری این مرحله دیگر هیتمن ۳ نیست و جزیی از بازی دیگر است. و اما هوشمندی طراحی این مرحله این است که همزمان که شما دارید سرنخ جمع میکنید تا معما را حل کنید، به این فکر میکنید که چگونه میتوانید از این اطلاعات به نفع خود استفاده کنید تا هدفتان را نابود کنید. بر اساس میزان اکتشافات، میتوانید با سوالهایتان قاتل را لو بدهید، برای یک نفر دیگر پاپوش درست کنید و یا با استفاده از یافتههايتان از آنها اخاذی کنید. این مرحله مثل یک بازی شطرنج سه طرفه میماند؛ نه تنها دارید سرنخها را برای حل پرونده کنار هم میگذارید بلکه همزمان به فرصتهایی که اعمالتان پیش روی شما میگذارد هم فکر میکنید. واقعا این حجم از گستردگی جزییات و پیچیدگی مراحل قابل تحسین است.
همچنین ماموریتهای بعدی اشارههایی به قالب اصلی داستان این سری دارند. تا قبل از هیتمن ۳ تقریبا تمام مراحل این بازی خلاصهای از ماموریت به شما میداد و به شما اجازه میداد تا تجهیزات خود را انتخاب کنید. در یک مرحله تمام ذهنیات قبلی شما از ماموریت را پاک کرده، شما را درون منطقهای ناشناخته میاندازد و انتظار دارد خودتان یاد بگیرید که اوضاع از چه قرار است، خودتان باید جای هدفتان را بیابید و روش مناسبی برای کشتن آن پیدا کنید. بعضی مرحلهها هم شما را به ویژگی منحصر به فرد بازیهای هیتمن میبرد؛ یواشکی رد شدن از جلوی دشمنها، پوشیدن لباس مبدل، و پرت کردن حواس دشمنان با استفاده از آیتمهای موجود در آن محیط، همه و همه از ویژگیهای دوست داشتنی این بازی است. گاهی اوقات هم دوربین از حالت واید به حالت زوم در میآید تا شما را مجبور کند که تمام تصمیمات شما باید حساب شده و دقیق باشد. یک مرحله هم وجود دارد که شما بعد از به صدا درآمدن آلارم کنترل Agent 47 را دارید؛ در نتیجه مجبورید یا مخفیانه از منطقه بیرون بروید یا با تمام دشمنان روبهرویتان سرشاخ شوید و آنها را بکشید.
استایل بازی هیچکدام از ماموریتهای هیتمن ۳ نسبت به نسخههای قبلی تغییر نکرده است. هیچ مکانیسم جدیدی (به جز دوربینی که به شما اجازه اسکن محیط و پیداکردن میانبرها را میدهد) به بازی اضافه نشده و لازم نیست که با هوش مصنوعی جدید دشمنان روبهرو شوید. در عوض در هیتمن ۳، این طراحی فوقالعاده هوشمندانه بازی است که چالشهایی پیش روی شما میگذارد تا World of Assassination جان تازهای بگیرد. مهارتهای کشتنتان عالی است اما میتوانید معمایی حل کنید؟ میتوانید از دست قاتلهای دیگری که لباس مبدل دارند و میخواهند شما را بکشند، فرار کنید و یا شناسایی نشوید؟ میتوانید از ساختمانی پر از دشمن که همه میدانند شما آن جا هستید بگریزید؟ باید اعتراف کنیم که IO Interactive بازیهای سری World of Assassination را بسیار قدرتمند ساخته و همچنین توانسته با بکارگیری روشهای نو به منظور ارتقای طراحی فونداسیون بازی، هیتمن ۳ را تازه با کوله باری پر از نوآوری خلق کند.
یکی از اشکالهای هیتمن ۳ این است که با وجود این که مراحل آن جذابتر و پیچیدهتر از قبل هستند اما خود بازی نسبتا و به عنوان یک پکیج کامل، پسرفت کرده است. ماموریتهای Ghost mode و Sniper Assassin که در هیتمن ۲ شاهد آنان بودیم، از این بازی حذف شدهاند. (ماموریتهای Sniper Assassin همچنان برروی single-player قابل بازی هستند اما فقط در صورتی که خود content هیتمن ۲ را خریداری کرده باشید.)
یکی از نکاتی که در مورد IO Interactive باید به آن اشاره شود این است که این استودیو تمرکز خود را بیشتر برروی علایق مخاطبان خود گذاشته و افزونههایی که اثر کمتری داشتند را کنار گذاشته است. با این همه، احساس میشود که خودِ بازی نسبت به گذشته، گم شده است. علاوه بر اینها، با افزوده شدن محتوی جدید به بازیهای سری World of Assassination شاهد پیشرفت خوبی در این سری بودیم. و میدانیم که ماموریت محدود Elusive Target اندکی این کاستیها را جبران کردند و نقصانهای مود multiplayer بازی دیگر آنقدرها به چشم نمیآید. همچنین هیتمن در PS4 از واقعیت مجازی پشتیبانی میکند و میتوانید تجربه اول شخص در VR از این بازی داشته باشید. (ماموریتهای هیتمن ۱ و هیتمن ۲ هم روی این مود قابل اجرا هستند البته اگر از قبل آنها را داشته باشید.)
و دقیقا مانند هیتمن ۲، هیتمن ۳ هم مثل یک پلتفرم عمل میکند که میتوانید روی آن مراحل هیتمن ۱ و ۲ را با اسلحههای جدید بازی کنید. دسترسی به مراحل بازیهای سری قبلی ویژگی بسیار خوبی است اما باید از پیش دو نسخه قبلی را خریداری کرده باشید.
طراحی بسیار خوب مرحلهها، آزمون و خطاها و گستردگی رنج انتخابها از خوبیهای این بازی است. هیتمن ۳، سه گانه را خیلی عالی با نگاهی به ویژگیهای دو نخسه قبلی به پایان میرساند. درحد انتظارات واقع شده و پلیرها به خاطر مهارت بالا در مراحل اصلی و مراحل خود این سری، امتیازهایی از بازی کسب میکنند.