Ubisoft كار خود را ابتدا با فروش CDهاي صوتي به كشاورزان شروع كرد اما از سال ۱۹۸۶ كار خود را پرقدرت ادامه داد و درحال حاضر يكي از غولهاي بزرگ صنعت گيمينگ است. شايد بهتر بتوانيم به عظمت اين استوديو پي ببريم اگر بدانيم كه سود اين شركت در سال ۲۰۱۸ مبلغي بالغ بر ۱.۷۳۲ تا ۲.۱۰۰ ميليارد يورو بوده است. به علاوه اين كمپاني مراكزي در آمريكاي شمالي، اروپا و آسيا دارد، نزديك به ۲۰هزار كارمند در آن مشغول به كار هستند و استوديوهاي فرعي بازيسازي ديگري مانند Nadeo و RedLynx كه سازنده Trials است، تحت نظر آن در صنعت گيمينگ كار ميكنند. همانند ديگر كمپانيهاي بازيسازي، بازی های یوبیسافت است كه اين شركت را به يكي از موفقترين استوديوها تبديل كرده است.
با خبر انتشار عناوين AAA مثل Farcry 6 و Skull & Bones به نظر نميرسد كه Ubisoft قصد عقبنشينی داشته باشد. پس وقت آن رسيده كه نگاهی به بهترین بازی های استودیو غول یوبیسافت بيندازيم. برای اطلاع از جدیدترین اخبار و بروزترین رویدادهای دنیای بازی، با Acc2Shop همراه باشید.
(Rayman 2: The Great Escape (90 بهانه خوبی برای شروع اين ليست است چون اين قهرمان بی دست و پا (به معنای و اقعی کلمه!) سمبل خوششانسی يوبيسافت در دهه ۹۰ و ۰۰ بوده است.
ما شاهد تغيير بزرگی در Playstyle دومين نسخه Rayman بوديم چون ژانر side-scrolling و دوبعدي بازی به لولهايی با فضايی بازتر تبديل شد كه ما را ياد بازی انقلابي Super Mario 64 میاندازد.
اينكه سمبل خوش يمنی يوبيسافت يعنی Rayman از ياد رفت مايه ناميدی بسياری از مخاطبان بود اما جای شكرش باقی است كه Ubisoft بسياری فرنچايزهای AAA ديگری منتشر كرد كه يكی از آنها Far Cry بود.
Far Cry 3 تحسينبرانگيزترين و محبوبترين نسخه اين سری از نگاه مخاطبان است. علاوه بر نقشهي جزيرهای بزرگ و زيبا اين بازي و گيمپلی فوقالعاده آن، Far Cry 3 بيشتر بخاطر شخصيتهای منفي آن مخصوصا Vaas Montenegro معروف كه با شنيدن اسمش مو به تن آدم سيخ ميشود، ستوده میشود.
يوبيسافت از اين ستايش و تمجيد شخصيتهای منفي بازياش انگيزه پيدا كرد تا از بازيگران برای شخصيتهاي اصلي خود استفاده كند. جالب است كه به طور كاملا تصادفي صداگذار Vaas – مايكل ماندو (Michael Mando) و صداگذار Anton Castillo در Far Cry 6 – جيانكارلو اسپوزيتو (Giancarlo Esposito)، هردو شخصيتهای اصلی Spin-off سريال بريكينگ بد يعني Better Call Saul هستند.
هنگامي كه Assassin’s Creed در ۲۰۰۷ منتشر شد، خيلي از گيمرها از اين بازي خوششان نيامد اما ميگفتند كه دارای پتانسيل خوبي است. Ubisoft و Ubisoft Montreal پتانسيل اين بازی را به خوبي دريافتند و اين درك بالاي سازندگان منجر به خلق Assassin’s Creed II شد.
قطعا يوبيسافت به نقدهای وارد بر بازي اول گوش داد چون همانطور كه همه ميدانيم Assassin’s Creed II توانست با داشتن شخصيت اصلي جذاب، مرحلههاي بيشتر و جالبتر و طراحي فوقالعاده جهاناش بسياري از ضعفهای نسخه اول را جبران كند.
IL-2 Sturmovik اولين نسخه از سري بازياي با همين نام توانست با شبيهسازي واقعي و چشمگير مبارزههاي جنگندهها در جنگ جهاني دوم توجه بسياري از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب كند.
IL-2 Sturmovik علاوه بر Metascore بالا، جوايز بسياري را نيز از آن خود كرد. جوايزي مثل بهترين بازي شبيهسازي PC سال از نگاه GameSpy و بهترين بازي شبيهسازي از نگاه GameSpot
وقتي Rayman Raving Rabbids در نوامبر ۲۰۰۶ عرضه شد، تصور بسياري از مخاطبان اين بود كه روزهاي اوج Rayman به پايان رسيده و اين قهرمان ماجراجوي ما بازنشستگي زودهنگامي را تجربه خواهد كرد.
اما تمام تصورات با انتشار Rayman Origins تغيير كرد. با وجود اينکه به گیمپلی دوبعدی و Side-scrolling خودش برگشته بود اما Rayman Origins صرفا سفری نوستالژیک به نسخههای قدیمی نبود بلکه در تلاش بود تا اسم این سری محبوب را دوباره بر سر زبانها بیندازد. با اطمینان میشود گفت که Ubisoft در ساخت این بازی موفق عمل کرد چون با واکنشهای بسیار خوبی بخاطر طراحیها اعجابانگیز مراحل جذاب خود روبهرو شد.
موفقیت سری قبلی منجر به خلق Rayman Legends در دوسال بعد از آن شد. داستان آن بعد از Rayman Origins روی میدهد – با اندكي چاشني خلاقيت – با این تفاوت که یوبیسافت ضعفهای نسخه قبلی را بهبود بخشید تا این بازی را به یکی از بهترین side-scrolling بازیهای تاریخ تبدیل کند و آن را هم رده Super Mario World قرار دهد.
برخلاف باور عموم، اخباری از Rayman جدید وجود دارد و مخاطبان نگراناند که شاید Rayman اسیر طلسم دیگری در تولد ۱۰سالگی Rayman Legends شود.
یکی از خاطرهانگیزترین بازی های یوبیسافت بازی پرنس آف پرشیا است. Prince Of Persia: The Sands Of Time که در ۲۰۰۱ منتشر شد جان تازهای به سری Prince of Persia بخشید. این سری در سال ۱۹۸۹ بر Apple II استارت زده شده بود.
Prince Of Persia: The Sands Of Time تلفیقی از گیمپلی محبوب دهه ۹۰ و action-adventure فوقالعادهای بود که کمکم داشت صنعت گیمینگ را از آن خود میكرد. اين نسخه درحال حاضر در دست بازسازي (Rework) است و احتمالا در مارس ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد.
ممكن است برايتان عجيب باشد كه چرا اينقدر طول كشيد كه بازي Tom Clancy را در ليست ببينيد اما كمتر گيمري است كه با اين بازي خاطره نداشته باشد.
قطعا بازي پيشروي Tom Clancy يعني Splinter Cell از روي سري Metal Gear Solid الهام گرفته شده و به يكي از معروفترين بازيهاي ژانر مخفيكاري (Stealth) تبديل شده است.
قطعا Ubisoft انتظار داشت تا اين سري را با انتشار نسخه دوم زنده نگه دارد و بايد گفت كه در سال ۲۰۰۴ ما را با Pandora Tomorrow ناميد نكرد.
خط داستاني اين سري نيز پيشرفت كرد و علاوه بر آن، ليزر به اسلحهها اضافه شد، گرافيك بازي بهبود يافت و يوبيسافت تمركز خود را بر روي مكانيسمهاي Shadow-based بازي گذاشت و ماموريتهايي در فضاهاي باز در اين بازي قرار داد.
يوبيسافت با انتشار نسخه سوم Splinter Cell توانست براي سومين بار متوالي تمام توجهات را به سمت خود جلب و اين سري محبوب را به يكي از موفقترين سهگانههاي صنعت گيمينگ تبديل كند و حتي اولين بار بود كه مولتيپلير به اين سري آمد. اگر در Chaos Theory مجبور ميشديم به تمام NPCها تيراندازي كنيم در حقيقت عواقب ناشيگري ما در امور مخفيكاريِ ما بود كه اين توجه Ubisoft به گيمپلي اصلي اين بازي را نشان ميداد.
ما شاهد نسخههای ديگری از سري Splinter Cell در سالهاي اخير بوديم اما هيچكدام نتوانستند جای نسخه ۲۰۰۵ آن را بگيرند.